تبلیغات
بصیرت - آیاتوسّل، شرک به خداوند است؟

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

آیاتوسّل، شرک به خداوند است؟


توسل

چرا شیعیان به پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم ) و ائمه دوازده گانه توسل می جویند؟ آیا با وجود خداوند این نوع توسّل ها چیزی جز معنای شرک را در بردارد؟

تذکر: این شبهه از شبهات جدی افرادی است که با عنوان وهابیون در سرزمین عربستان علیه بسیاری از اصول مسلّمه اسلامی فعالیت می کنند و با توجه به اینکه عموم مسلمانان خصوصا شیعیان به مبحث توسل عقیده خاصی دارند، از شما مخاطب گرامی تقاضا داریم تا با حوصله بیشتر به مطالعه جواب بپردازید تا تمامی ابعاد این مسأله برای شما روشن شود.

جواب شبهه: در ابتداء به معنی کلمه توسّل از لغت و اصطلاح اشاره می کنیم و بعد برای اثبات شرعی بودن مسئله توسّل به آیات قرآن کریم و همچنین روایاتی که مورد قبول شیعیان و اهل سنت است اشاره می کنیم.

 

توسّل در لغت و اصطلاح

توسّل در لغت یعنی تمسّک جستن به وسیله ای برای رسیدن به مقصود و در اصطلاح؛ آن است که بنده چیز یا شخصی را نزد خداوند واسطه قرار دهد تا او وسیله تقرّب آن شخص به خدا گردد همچنانکه خداوند متعال در آیه 35 از سوره مائده مردم را به انتخاب وسیله تشویق نموده و می فرماید : (یا أیها الّذین آمنوا اتّقوا الله و ابتغوا إلیه الوسیلة و جاهدوا فی سبیل الله لعلّکم تفلحون) یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید پرهیزگاری پیشه کنید و وسیله ای برای تقرّب به خدا انتخاب نمایید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.[1]

 

توسل در آینه قرآن

آیه اول: سوره نساء آیه 64: (و لو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاۆوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرّسول لوجدوا الله توابا رحیما) یعنی اگر آنها هنگامی که به خویشتن ستم کردند (و مرتکب گناهی شدند) به سراغ تو می آمدند و از خداوند طلب عفو و بخشش می کردند و تو نیز برای آنها طلب عفو می کردی، خدا را توبه پذیر و رحیم می یافتند.

آیه دوم: سوره منافقبن آیه 5: (إذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله  لوّوا رۆوسهم و رأیتهم یصدّون و هم مستکبرون) یعنی هنگامی که به آنها گفته شود بیائید تا رسول خدا برای شما استغفار کند سرهای خود را (از روی استهزاء و کبر و غرور) تکان می دهند، و آنها را می بینی که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر می ورزند.[2]

همچنان که مشاهده می فرمایید؛ در این آیات، خداوند متعال، گناهکاران را به واسطه قرار دادن پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) و توسّل به آن بزرگوار تشویق می نماید تا به غفران الهی دست یابند.

منظور از توسّل این نیست که کسی حاجت را از پیامبر یا امامان بخواهد و آن ها را مستقّل از خداوند متعال بداند بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسّل شود، و این در حقیقت توجّه به خدا است زیرا احترام پیامبر نیز به خاطر این است که فرستاده خدا بوده و در راه او قدم برداشته و ما تعجب می کنیم از کسانی که این گونه توسّل را یک نوع شرک می پندارند در حالی که شرک این است که برای خدا شریکی در صفات و اعمال او قائل شوند

توسل در آینه روایات

روایت اول: در منابع معتبر اهل سنت چنین آمده: مردی نابینا نزد پیامبر گرامی(صلی الله علیه واله وسلم) آمد و گفت: از خداوند بخواهید تا مرا عافیت دهد (و چشمان مرا شفاء دهد)رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: اگر می خواهی دعا نمایم و اگر میل داری آنرا به تأخیر بیندازم و این بهتر است. مرد نابینا عرض کرد: دعا بفرمائید. رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: ابتدا وضو بگیر و در وضو گرفتن دقّت کن (وضوی تو احسن و دقیق باشد) آن گاه دو رکعت نماز بگزار سپس این چنین دعا کن:

(اللهمّ إنّ أسئلک و أتوجّه إلیک بنبیّک محمد نبیّ الرّحمة یا محمد إنّ توجّهت بک إلی ربّی فی حاجتی هذه فتقضی لی اللهمّ شفّعه فی) یعنی خداوندا من از تو درخواست می کنم و به وسیله ی محمّد، پیامبر رحمت به تو روی می آورم. ای محمّد من در مورد نیازم به وسیله ی تو به پروردگار خویش متوجه می شوم تا حاجتم را برآورده فرمائی، خداوندا! او را شفیع من گردان.[3]

آیا مرد نابینا که متوسل به حضرت رسول(صلی الله علیه واله وسلم) شده، مشرک است؟ آیا رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) که به او می آموزد تا چگونه آن حضرت را وسیله قرار دهد، نعوذ بالله  مروّج شرک است؟!

روایت دوم: در کتاب وفاء الوفاء تألیف سمهودی دانشمند معروف اهل سنت از عمربن خطاب نقل شده که: حضرت آدم به خاطر اطلاعی که از آفرینش پیامبراسلام(صلی الله علیه واله وسلم) در آینده داشت، به پیشگاه خداوند عرضه داشت : (یا ربّ اسئلک بحقّ محمد لما غفرت لی) یعنی  خداوندا! به حقّ محمد (صلی الله علیه واله وسلم) از تو تقاضا می کنم که مرا ببخشی.

آیا حضرت آدم با این توسّل مشرک شد؟!

 

توسّل در سیره صحابه

1- هر گاه قحطی رخ می داد، عمر بن خطاب به وسیله ی عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) طلب باران می نمود و می گفت: (اللهمّ إنّا کنّا نتوسل إلیک بنبیّنا فتسقینا و انّا نتوسل إلیک بعمّ نبیّنا فاسقنا،قال فیسقون) یعنی بارخدایا! در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) به او متوسل می شدیم و باران رحمت خود را بر ما نازل می فرمودی، اکنون به وسیله عموی پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) به سوی تو متوسّل می شویم تا ما را سیراب کنی. پس از آنکه دعا نمود و باران بارید، گفت: (هذا والله الوسیلة إلی الله) یعنی به خدا سوگند، او وسیله به درگاه خداوند است. [4]

آیا کسانی که به پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) و عموی گرامی اش توسل می جستند، مشرک بودند؟

2- در زمان خلافت خلیفه دوم قحطی شد، بلال به همراه عده ای از صحابه بر سر قبر رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) حاضر شد و چنین گفت: (یا رسول الله استسق لأمتک...فإنّهم قد هلکوا...) یعنی ای رسول خدا! از خداوند برای امّت خودت باران بخواه که ممکن است آنها هلاک شوند ... این دعای بلال سبب آمدن باران شد.[5]

حتماً از نگاه این جماعت تندرو، بلال و صحابه ای که همراه او بودند مشرک بودند!

3- سمهودی نقل می کند: اهل مدینه را قحطی شدیدی گرفت، مردم به عایشه شکایت کردند، عایشه گفت: به قبر پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) بنگرید و از آن روزنه ای به سوی آسمان قرار دهید به طوری که بین قبر و بین آسمان سقفی نباشد، این کار را انجام دادند، پس باران بارید به نحوی که گیاه رویید و شتران فربه شدند و این سنتی شد برای اهل مدینه که در مواقع خشک سالی، روزنه ای را به سوی آسمان باز می کنند. این یک نوع توسّل عملی است به قبر پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) بعد از وفات آن حضرت .[6]

تذکّر: ابن تیمیه و به تبع او محمد بن عبدالوهاب سعی بسیاری کردند تا سیره صحابه را بر ترک توسل جلوه دهند اما با توجه به روایات فراوانی[7] که در این باب از حالات صحابه نقل شده، آنها نتوانستند به این مقصود دست یابند.

قسمت دوم:

توسل
توسّل در آینه رفتار و گفتار علمای اهل سنّت

نمونه اول: امام شافعی، رهبر شافعیان جهان (یکی از 4 فرقه اصلی اهل سنّت) به خاندان نبوت و رسالت و اهل بیت(علیهم السلام) توسل جسته و آنها را وسیله خود و خداوند قرار می داد و در شعری چنین گفته است:

آل النبی ذریعتی         *****و هم إلیه وسیلتی

ارجوا بهم أعطی غدا   *****بیدالیمین صحیفتی

یعنی خاندان و اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) وسیله من هستند، آنها در پیش گاه او وسیله تقرّب من می باشند. من امیدوارم فردای قیامت نامه عمل مرا به دست راستم بدهند.[8]

نمونه دوم: محیی الدین نووی که از محدثین برجسته اهل سنت است، در باب آداب زیارت پیغمبر(صلی الله علیه واله وسلم) می نویسد: زائر رو به رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) کند و درباره خویش به او متوسّل شود و به وسیله او به سوی خدا شفاعت جوید و از زیباترین چیزها همان است که اساتید ما از عتبی نقل کرده اند.

عتبی می گوید: روزی کنار قبر رسول خدا(صلی الله علیه واله وسلم) بودم، مردی از بیابان آمد و گفت: سلام بر تو ای فرستاده خدا! شنیدم که خداوند می فرماید: (هر گاه آنان بر خویش ستم کنند و نزد تو بیایند و از خدا طلب آمرزش کنند و رسول خدا نیز برای آنان درخواست مغفرت کند، خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت) ... ای رسول خدا! اکنون به نزد تو آمدم، از گناهم استغفار می کنم و تو را شفیع به نزد پروردگارم قرار می دهم.[9]

نمونه سوم: غزالی در باب فضیلت زیارت مدینه می گوید: پس از به پایان رساندن درودها، رو به قبر پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) ایستاده، خدا را حمد و ثنا بگوید و درود فراوانی به پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) بفرستد. سپس آیه(و أنّهم...) را تلاوت کند و بگوید:(اللهمّ إنّا سمعنا قولک وأطعنا أمرک و قصدنا نبیّک، متشفّعین به إلیک فی ذنوبنا، وما أئقل ظهورنا من أوزارنا) یعنی پروردگارا، سخن تو را شنیدیم و امر تو را اطاعت کردیم و نزد پیامبر تو آمدیم، در حالی که او را شفیع خود نزد تو برای آمرزش گناهانمان قرار داده ایم و پشت ما از بار گناهان سنگین است.[10]

همچنان که مشاهده می فرمایید؛ سیره و گفتار علمای اهل سنت نیز حاکی از جواز توسل دارد و ادّعای شرک در این باره بیهوده و نابجاست.  

اشکال: خداوند متعال در آیه 80 سوره نمل به پیغمبر اکرم می فرماید: (تو نمی توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی). بر اساس این آیه کسانی که از دنیا رفته اند و در عالم برزخ[11] به سر می برند، چیزی نمی شنوند تا ما بخواهیم به آن ها توسّل کنیم و خواسته خود را برای آن ها بازگو کنیم.

جواب: حیات و مرگ در بینش مادّی تنها به معنای حیات و مرگ فیزیولوژیکی است یعنی هنگامی که قلب کار می کند و خون به اعضاء می رسد و حس و حرکت در بدن انسان است، زنده است اما هنگامی که این حرکات خاموش شد، دلیل بر مرگ قطعی است امّا از دیدگاه قرآن افراد بسیاری هستند که از نظر فیزیولوژیکی زنده اند ولی در شمار مردگانند.

توجّه کنید! کسانی که ظاهراً زنده هستند امّا غرق در شهواتند و نه صدای منادی حق را می شنوند و نه چهره بینوائی را می بینند و نه حتی یک لحظه به آینده و گذشته خویش می اندیشند، چنین کسانی در منطق قرآن مرده هستند. در آیه 80 سوره مبارکه نحل نیز خداوند متعال به همین افراد اشاره کرده و می فرماید: (ای پیغمبر تو نمی توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی) که مراد از مردگان در این آیه دل مردگان هستند نه کسانی که از این دنیا رفته اند و در عالم برزخ به سر می برند. بنابراین، استدلال به این آیه برای مردود دانستن توسّل، اساساً باطل است (کاش اشکال کننده کمی در تفسیر آیه تأمّل می کرد).

از این گذشته، بسیاری از آیات قرآن به حیات برزخی اشاره دارند که نشان می دهد توسّل به آن بزرگواران، توسّل به مرده نیست بلکه آن ها زنده اند و صدای ما را می شنوند. در اینجا به چند آیه در این زمینه اشاره می کنیم:

برزخ
آیات قرآن و اثبات حیات برزخی

آیه اوّل: سوره آل عمران آیه 169: (وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ) یعنی ای پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) هرگز گمان مبر آن هایی که در راه خدا کشته شده اند، مردگانند، بلکه آنها زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‏شوند.

شاید عدّه ای بگویند؛ این آیه در مورد شهداء است، چه ربطی به پیامبران و امامانی دارد که به آن ها متوسّل می شویم؟ در جواب عرض می کنیم: خداوند متعال در آیه 69 سوره مبارکه نساء می فرماید: (من یطع الله و الرّسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النّبیین و الصدّیقین و الشهداء و الصالحین) یعنی کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز) همنشین کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آن ها تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان. در این آیه شهداء بعد از انبیاء واقع شده اند. اگر بناست شهداء زنده باشند، اول باید انبیاء زنده باشند و هم چنانکه از این آیه نیز بر می آید تمامی افراد ذکر شده (یعنی انبیاء و صدّیقان و شهداء و صالحان) در یک موقعیت قرار دارند و همگی دارای حیات برزخی هستند و طبیعتاً توسّل به آن ها توسّل به مرده نیست. از این گذشته، اکثر پیامبران و تمام امامان معصوم خود جزو شهداء بوده اند.

آیه دوم: آیه 26 سوره مبارکه یاسین: (قیل ادخل الجنه قال یالیت قومی یعلمون بما غفر لی ربی و جعلنی من المکرمین) یعنی به او گفته شد وارد بهشت شو گفت: کاش قوم من می دانستند که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی داشتگان قرار داده است.

توضیح: آیه ذکر شده در مورد حبیب نجّار است. او از نخستین کسانی بود که به رسولان الهی ایمان آورده و مومنی ثابت قدم و مصمّم بود. هنگامی که به او خبر رسید که در قلب شهر، مردم بر پیامبران الهی شوریده اند و شاید قصد شهید کردن آن ها را دارند، سکوت را مجاز ندانست و با سرعت و شتاب خود را به مرکز شهر رسانید و آنچه در توان داشت در دفاع از حق فروگذار نکرد. مردم را نصیحت کرد و با روشن ساختن حقائق در صدد دفاع از پیامبران الهی بر آمد که متأسفانه مردم نه اینکه به گفتار او توجّهی نکردند بلکه او را به شهادت رساندند.

دقّت کنید! در این آیه، خداوند از حال حبیب در عالم برزخ خبر می دهد که او گفت: کاش قوم من می دانستند که پروردگارم مرا آمرزیده است. سوال ما این است که مگر حبیب از دنیا نرفته و از نگاه وهابیان مرده به حساب نمی آید؟ مگر مرده هم سخن می گوید؟!، از این آیه معلوم می شود که اولیای الهی در عالم برزخ زنده اند نه اینکه مرده باشند و نابود شده باشند.

آیه سوم: آیه 46 سوره مباره غافر: (النّار یعرضون علیها غدوا و غشیا و یوم تقوم الساعه ادخلوا ءال فرعون اشدّ العذاب) یعنی عذاب آل فرعون آتش است که هر صبح و شام بر آن ها عرضه می شود و روزی که قیامت بر پا می شود خداوند دستور می دهد آل فرعون را در سخت ترین عذاب ها وارد کنند.

آین آیه در مورد عذاب آل فرعون در عالم برزخ و عالم قیامت است. اگر آل فرعون در عالم برزخ مرده باشند، معنا ندارد که خداوند آن ها را عذاب کند مگر مرده را هم عذاب می کنند؟!

خلاصه اینکه: براساس آیات قرآن، همه انسان ها اعمّ از انبیاء و شهداء و صلحاء و حتّی کافرین و مشرکین دارای حیات برزخی هستند و در این امر جای هیچ شکّ و شبهه نیست.

 

روایات و اثبات حیات برزخی

علاوه بر آیات، روایات فراوانی در منابع معتبر اهل سنّت و شیعه وجود دارد که نشان از حیات برزخی دارد ما به دو نمونه اشاره می کنیم.

روایت اوّل: در مورد داستان جنگ بدر چنین می خوانیم: بعد از شکست کفار و پایان گرفتن جنگ، پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) با جمعی از یارانش به کنار چاهی آمد که اجساد کشتگان مشرکان را در آن افکنده بودند، و آن ها را با نام هایشان صدا زد و گفت: آیا بهتر نبود که شما اطاعت خدا و پیامبرش را می کردید؟ ما آنچه را خدا وعده داده بود یافتیم، آیا شما آنچه را پروردگارتان وعده داده بود یافتید؟! در اینجا عمر گفت: ای رسول خدا! تو با اجسادی سخن می گویی که روح ندارند، رسول خدا فرمود: سوگند به کسی که جان محمّد در دست اوست، شما نسبت به آنچه می گویم از آن ها شنواتر نیستید.[12]

روایت دوم: بعد از وفات پیغمبر اکرم عدّه ای از صحابه به خانه پیغمبر آمدند و به گریه و زاری پرداختند. در این میان ابوبکر شروع کرد با پیغمبر اکرم سخن گفتن که یا رسول الله! پدر و مادرم فدای تو باد در حال حیات و ممات. پاک و پاکیزه هستی. از ما نزد پروردگارت یاد کن و ما را به خاطر داشته باش.[13] از جماعت وهّابی سوال می کنیم که جناب ابوبکر با چه کسی سخن می گوید؟ با زنده یا مرده؟!

آیا باز هم جا دارد کسی ادّعا کند که توسّل به بزرگانی که از دنیا رفتند و در عالم برزخ به سر می برند، لغو و بیهوده بوده و سخن گفتن با کسانی است که چیزی نمی شنوند؟!

از اینها گذشته، مگر این جماعت (وهابیون) در پایان نماز خود به پیامبر اکرم سلام نمی دهند و نمی گویند: السلام علیک ایّها النبیّ و رحمه الله و برکاته؟ چطور قائل به مرده بودن پیامبر اکرم هستند در حالی که به او سلام می دهند؟! آیا ادّعای مرده بودن پیامبر با سلام دادن به او، نوعی تناقض در عقیده نیست؟

خلاصه جواب: بر اساس آیات قرآن و روایاتی که در منابع اهل سنّت وارد شده توسّل به پیامبر و بزرگان دین هیچ اشکالی ندارد و تفاوت بین حیات دنیوی و برزخی آن بزرگواران در این مسئله وجود ندارد هم چنانکه سیره صحابه و علمای بزرگ اهل سنّت در توسّل، این مطلب را تأیید می کند.[14]

 

و در آخر...

به سه نکته مهّم اشاره می کنیم:

1- منظور از توسّل این نیست که کسی حاجت را از پیامبر یا امامان بخواهد و آن ها را مستقّل از خداوند متعال بداند بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسّل شود، و این در حقیقت توجّه به خدا است زیرا احترام پیامبر نیز به خاطر این است که فرستاده خدا بوده و در راه او قدم برداشته و ما تعجب می کنیم از کسانی که این گونه توسّل را یک نوع شرک می پندارند در حالی که شرک این است که برای خدا شریکی در صفات و اعمال او قائل شوند و این گونه توسّل به هیچ وجه شباهتی با شرک ندارد.

اهل مدینه را قحطی شدیدی گرفت، مردم به عایشه شکایت کردند، عایشه گفت: به قبر پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) بنگرید و از آن روزنه ای به سوی آسمان قرار دهید به طوری که بین قبر و بین آسمان سقفی نباشد، این کار را انجام دادند، پس باران بارید به نحوی که گیاه رویید و شتران فربه شدند و این سنتی شد برای اهل مدینه که در مواقع خشک سالی، روزنه ای را به سوی آسمان باز می کنند. این یک نوع توسّل عملی است به قبر پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) بعد از وفات آن حضرت

2- بعضی اصرار دارند که میان تقاضای دعاء از پیامبر و بیان سوگند دادن خدا به مقام او، فرق بگذارند، تقاضای دعا را مجاز و غیر آن را ممنوع بشمارند در حالی که هیچ گونه فرق منطقی میان این دو دیده نمی شود و هم چنانکه که در متن جواب مشاهده فرمودید؛ انواع توسّل در حالات صحابه و علمای بزرگ اهل سنّت دیده شده است چه در مقام تقاضای دعاء و چه در مقام سوگند دادن به مقام آن بزرگوار و غیر آن.

3- بعضی از نویسندگان وهابی با لجاجت خاصی کوشش دارند تمام احادیثی که در زمینه توسّل وارد شده است را تضعیف کنند و یا با اشکالات واهی و بی اساس آن ها را به دست فراموشی بسپارند. این عدّه افراد در این زمینه چنان بحث می کنند که هر ناظر بی طرفی احساس می کند که قبلا عقیده ای برای خود انتخاب کرده، سپس می خواهند عقیده خود را به روایات اسلامی تحمیل کنند، و هر چه مخالف آن بود به نوعی از سر راه خود کنار بزنند، در حالی که یک محقق هرگز نمی تواند چنین بحث هایی غیر منطقی و تعصّب آمیزی را بپذیرد.

4- این که خداوند به پیامبران و اولیای الهی، چنین نقشی را داده که مردم به آنان به عنوان واسطه و مسبب بنگرند، علل و حکمت های مختلفی دارد که در این جا به دو علت مهم اشاره می کنیم:

اولاً: از آن جا که این اشخاص، پیشوایان دین هستند و شناخت دین تنها از طریق آن ها میسّر خواهد بود، خداوند با این کار، اولیای خود را در کانون توجه و اقبال مردم قرار داده است تا در عمل، مردم با مراجعه به آنان و الگوگیری از آن ها، به طریق هدایت و سعادت دست یابند.

ثانیاً: از آن جا که اولیای الهی، انسان هایی مثل خود ما هستند، خیلی زود و راحت می توانیم با آنان ارتباط عاطفی و نزدیک برقرار کنیم و همین ارتباط سریع، ما را به این اسوه ها نزدیک می کند و ما را در معرض هدایت آن ها قرار می دهد.

 

پی نوشت ها:

[1] - در این آیه خداوند به گرفتن وسیله و واسطه دستور می دهد. بنابر این، کسانی که مدّعی هستند ما حاجت هایمان را مستقیم از خداوند می خواهیم و هیچ نیازی به توسل به پیامبران یا اولیاء الهی نیست، اصلاً دستور خداوند را منکر می شوند چرا که بر اساس این آیه خداوند مصلحت دیده است تا بعضی از امورات را به واسطه اولیاء خود به بندگان برساند.

[2] - در آیات 98سوره یوسف به استغفار یعقوب نبی برای فرزندان و در آیه114سوره توبه به استغفار ابراهیم خلیل برای عمویش اشاره شده که ما به جهت اختصار ذکر نکردیم.

[3] -  این روایت به نقل از منابع معتبر اهل سنت همچون: صحیح ترمذی ج5 کتاب الدعوات باب119/مستدرک حاکم ،ج1 ص 313 کتاب صلوة التطوع،طبع بیروت/مسند امام احمد حنبل ،ج 4 ص138 ،بخش مسند عثمان بن حنیف/سنن ابن ماجه، ج1 ص 441، طبع دار إحیاء الکتب العربیة / الجامع الصغیر، حافظ عبدالرحمن سیوطی، ص59/التوسل و الوسیلة ، ابن تیمیه ص98، طبع بیروت/ و... لازم به ذکر است که به عقیده تمامی محدثین بزرگ اهل سنت این روایت از روایات صحیحه است حتی حاکم نیشابوری و ابن ماجه و ترمذی بعد از نقل این حدیث به صحیح بودن آن اشاره می کنند.

[4] - این روایت به نقل از صحیح بخاری،ج2،ص34 باب الإستسقاء

[5] - لتوصل إلی حقیقة التوسل،محمد نسیب الرفاعی  ص 253

[6] - کتاب وفاء الوفاء ج4ص1374

[7] - تنها زینی دحلان (مفتی بزرگ مکه)در کتاب الدّرر السنّیة حدود 30روایت را درباره توسل نقل می کند.

[8] - کتاب صواعق المحرقة ص178 ابن حجر عسقلانی (چاپ مصر)

[9] - شرح صحیح مسلم النووی ،ج8،ص256،شرح مهذب شیرازی ،چاپ مکتبة الإرشاد

[10] - احیاءالعلوم ج1ص295 ،چاپ دارالمعرفة

[11] - برزخ در لغت فاصله بین دو چیز را می گویند و در اصطلاح فاصله بین عالم دنیا و عالم قیامت را برزخ می گویند.

[12]- صحیح بخاری ج 5 صفحه 76 باب قتل ابی جهل

[13]- سیره حلبی ج3 صفحه 392

[14]- تمام مطالب برگرفته از تفسیر بیان دکتر محمّد علی انصاری ذیل تفسیر آیه 25 سوره مبارکه مائده

 
بخش اعتقادات شیعه تبیان

نظرات

ارسال نظر

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
http://najma.howzeh.org/studentlogin.aspx?ReturnUrl=%2f